تبليغاتX
shiny

































shiny

سلـآم

ببخشید یِ مدت نبودم خیلی کـآر دـآشتمُ ـاَصلا وقت نمیکردم بیـآم سر بزنم سعی میکنم جبرـآن کنم:)

تاريخ یکشنبه نهم بهمن 1390سـاعت 20:15 نويسنده ava| |

بخاطرِ زیباترین و بهترین هدیه یِ خدا بِ من با خدا آشتی میکنمـ:))

+خدا ببخشید:(...وَ مرسی بابتِ...:)

تاريخ جمعه شانزدهم دی 1390سـاعت 21:36 نويسنده ava| |

وقتیـ عصابتـ تخمیـ میشهـ

وقتیـ بـا خودتمـ درگیریـ

تازهـِ همـِ بدبختیایـ دنیا ۲بارِ پیداتـ میکننـ!!!!!!!!

+دلمـ یـِ فریاد  بلند میخواد تو جاییـ کـِ هیچـ کسـ نباشهـ حتیـ شما دوستـِ عزیز لطفآ سکوتـ...لطفآ!

+حالـِ مـَ دیگـِ جـا ندار کـِ خرابـ تر اَ اینـ باشـِ!

+چرا همیشهـ دنیا برعکسـِ هومــ؟وقتیـ کسیُـ نمیخواییـ دوستـ دارهـ وقتیـ دوسشـ داریـ دیگـِ نمیخوادتتـ وقتیـ مهربونیـ همهـ باهاتـ بدنـ وقتیـ بدیـ همهـ باهاتـ خوبنـ وقتیـ هیچیـ نمیخوایـ همهـ چیـ داریـ وقتیـ یِ چیز کوچولو همـ بخواییـ هیچیـ نداریـ وقتیـ کسیـ رو نمیخواییـ همهـ طلقینـ میکننـ کـِ میخواییـ وقتیـ میخواییـ همهـ طلقینـ میکننـ کـِ نمیخواییـ !

+امروز مـَ کاملا  ـاَنگیزِ خودکشیـ داشتمـ با کمالِـ میلـ

+وَ البتـِ تمامـ جریانـ هایـ ذکر شدِ یـِ فوقـ همچنانـ ادامهـِ دارد

+چرا با اینکـِ منـ عاشقـ نمیشومـ وجودتـ کنارمـ الزامیستـ و منـ عاشقـ توهستمـ؟!

تاريخ چهارشنبه چهاردهم دی 1390سـاعت 23:55 نويسنده ava| |

عشقـ یعنیـ اینکـِ تو تمامـ لحظاتـ فقطـ بـ اونـ فکـ کنیـ

عشقـ یعنیـ اینکـِ حتیـ اگـِ بخواییـ نتونیـ بهشـ خیانتـ کنیـ

عشقـ یعنیـ اینکـِ یکیـُ واسـِ خودشـ بخواهیـ نَـ واسـِ خودتـ

عشقـ یعنیـ اینکـِ تو اوجـ ناراحتیـتمـ وقتیـ اونو میبینیـ آرومـِ آرومـ شیـ

عشقـ یعنیـ اینکـِ حتیـ وقتیـ خیلیـ بهشـ چسبیدیـُ میبوسیشـ 1ثانیَم بـِ سکسیـ بودنشـ فکـ نکنیـ

+عشقـ زیاد خیلیـ ترسناکـِ خیلیـx X

+مَـ دیگـ مخاطبُـ دوستـ ندارمـ دیگـِ عاشقشمـ

+امروز بهترینـ دوستمـ هانیُـ دیدمـُ باز یـِ روز قشنگـ دیگَرُ کنارهمـ سپریـ کردیمـ:))

 

تاريخ سه شنبه سیزدهم دی 1390سـاعت 1:26 نويسنده ava| |

من اَز نَبودنِ او در زندگی تَرس دارم

من اَز  نَبودنِ قلبِ او برای خود تَرس دارم

حتی اَز نَبودنِ قلبَ م برای او نیز تَرس دارم

من ازخاموشی عشقی کِ هر لحظه بیشتر میشود تَرس دارم

بگذار اعتراف کنم کِ مَ از همه چی ترس دارم

شاید اینگونه دلیل نگرانی هایم را درک کنی ......

+اخطار مواظبم باش!توضیح نمیتوان داد فقط....اخطار مواظبم باش!

+هر لحظه علاقه ام بِ او بیشتر میشود

تاريخ شنبه دهم دی 1390سـاعت 23:32 نويسنده ava| |

روز:

-اصلا میدونی ی حس بدی دارم

:چ حسی؟

-هیچی بیخیال دیگه چ خبر؟!

شب:

-اصلا میدونی چیهـِ مـا دیگـِ بـِ درد همـ نمیخوریمـ

:......هــهـ

وسطـِ شبـ:

-زندگیمـ بیـ تو اصلا معنیـ ندارهـ کـ

:......هــــهـ

روز

-اصلا میدونی ی حس بدی دارم

:چ حسی؟

-هیچی بیخیال دیگه چ خبر؟!

....

            

                                  اِنقد اَ اَ دَستـ دادنِشـ ترسـ هستـ کـِ دیگـِ بدستـ نمیآد !!!....

 

                                     درکـ کنید کـِ درکـ کردنـِ درکـ خودشـ درکـ بالاییـ میخواد

 

+مخاطبـ لطفـا سکوتـ هیســـ...بهتر نیسـ هومـ؟!

+نه گلـ نَـ شکایتـ نَـ دلخوریـ هیچیـ نیـ ولیـ....حتیـ ولیـُ امـاُ اگرَمـ نیـ...خیلی جالبـِ!!!!!

تاريخ یکشنبه چهارم دی 1390سـاعت 23:43 نويسنده ava| |

امروز حالمـ بـِ حد مرگـ بد بود البتـ هَنـُ هستـ!!!!وااااایـ اَ هوایـ آلودِ یـِ تهرانـ چقدِ بدمـ میاد دهنمو سرویسـ کردِ:(اِمرو رفتمـ پیشـِ ....انقدِ حالمـ بد بود کـِ داشتمـ میمردمـ ولیـ عیبـ ندارِ وقتیـ پیشـ اونمـ هیچیـ حالیمـ نیـ. امروز خیلیـ خوشحالـ بودمـ با اینکـِ انقدِ حالمـ بد بود تازهـ امروز بـ مامانمـ گفتمـ با ....دوستیمـ اونمـ بـِ مامانشـ گفتـِ انقدِ خوشحالمـ فکـ نمیکردمـ مامانمـ قبولـ کنـِ قبولـ کـِ نـَ انقدِ مِلُو برخورد کنِـ....اَلبتـ دلیلشـ اینـ بود کـِ خودمـ بهشـ گفتمـ  اَگـِ خودشـ میفهمید دیگـِ....امروز باز اسمشو نوشتمـ کلیکــــ:دی ... اگـِ اینـ عشق نیـ پـَ عشقـ چیـِ هومـــ؟!اِمرو همشـ چشامـ رو چِشاشـ قفلـ شدِ بود.چِشاشـ خوشگلترینـ چشمـ دنیاستـ...

+عاشقشــــــــــــمـ دیگـِ چـِ جوریـ بگمـ؟؟؟!!!!:)

تاريخ یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390سـاعت 21:58 نويسنده ava| |

معلممون ا واحد پسرونه نخبگان اومد بود خیلی  باحال بود یَنیـ حالـ کردمآ تهـِ خندِ بود اِنقد خندیدیمـ از ۲۱نفر فقطـ ۵تـامونـ موندِ بودیمـ کلاسـ بقیه همهـ پیچوندنـ ـتو اینـ ۵ نفریَمـ کـِ موندـِ بودیمـ همهـ یـِ آشنا تو واحد پـسرونهـ داشتیمـ بد هــِـیـ وضعیتـ درسیشونـُ  میپرسیدیمـ میخندیدیمـ همشونـ کلاسـ میذارنـ کـ خیلیـ بچهـ زرنگَنـ تهشـ معلومـ شد وضعیتـ درسیـ واحد پسرونهـ مخصوصا واحد ولنجکـ اَ دخترونهـ بدترِ کلیـ خندیدیمـ بعد مَ وضعیتـ یِـ فامیلمونـُ کـ تو واحد ولنجکـ درسـ میخونهـ رُ پرسیدمـ آقایـ... یـِ چیـ گفتـ تا آخر کلاسـ یاد حرفشـ میوفتادیمـ میخندیدیمـ بعد هـــِی اونـ اَزمونـ سوالـ میکرد ما جـ نمیدادیمـ کـ ضایعـ شـِ نپرسـِ فکـ کنمـ فکـ کرد  ما مُنگولیم آخِـ سوالاش تهِـ راحتـ بود:دی لپـ تاپشـ رو میز ما وا بود بعد کـ خاموشـ کردهـ بود دقیقا جلو منـ بود منمـ هیـ موهامو درستـ میکردمـ خندشـ گرفتهـ بود اصلا یـ وضعیـ :))موقعـ اومدنـ تو اتوبوسَمـ کُلیـ خندیدیمـ امروز فهمیدمـ خیلیـ بهـارُدوسِشـ دارمـ خیلیـ فردا دوتا کلاسـ دارمـ یکیشـ بـ پیچـ میرِ یکیشُـ میرمـ دارمـ اَ درسـ زَدهـ میشمـ:((.امروز معلمـ دینـ و زندگیمونـ داشتـ راجبـ عشقـ حرفـ میزد خیلیـ جالبـ بود اَ بچهـ ها کلاسمونـ خواستـ عشقُـ توضیحـ بدنـ دید هرکسـ بـ اینـ موضوعـ یـ جور ناجوریـ بود تازهـ عمقـ بیـ احساسیـ یـِ دختر درکـ کردمـ .آدما چِـ جوریـ میتوننـ وقتیـ با یـِ نفرنـ با کَسـ دیگـ همـ باشنـ امروز اینُـ تو همهـ دوستامـ دیدمـ کـ چـِ دختر چِـ پسر چقدر میتوننـ حرومزاد باشنـ.....الانـ عصابمـ حسابیـ تخمیِــِ

+الانـ تو حالتـ بیـ حسِـ خیلیـ بدیمــ:(:)

+آخـــــــ  همهـ انگیزمُـ اَ دَسـ دادمـ:(:)

 + چرا بیـ حسمـ هرچیـ را میامـ بازَمـ بِتـ نمیرسمــــ (یـِ ریز اینـ تیکهـ اَ اونـ اهنگـ زد بازیـ کـ یادمـ نمیاد اسمشـ چیـ بود رو مخمـ اسکیـ میرِ)+ مخاطبـ دارِ

+دلمـ میخواد داد بزنمـ بلند بلند بگمـ مَـ وحیدُ دوستـ دارمـ فقط مالهـ خودمِـ

تاريخ پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390سـاعت 18:49 نويسنده ava| |

مَـ و تو

تویـ پارکـ

 یـ چشمکـ مَـ

یـ لبخند تلخـ تو

یِـ بغض مَ

یـِ بغض تو

تو وا۳ مَ

من وا۳تو

تو رو همونـ نیمکتـ همیشگیـ 

مَـ مثـ یـ غریبـِ فقطـ میتونمـ اَ کنارتـ رد شمـ

تو یـ لحظهـ همهـ خاطرِآمون جُلو چشامـ

هـــِی رفیقـ چیکار کردیـ با خودتـ ..........

کاشـ اَ اونـ اولـ میفهمیدیـ کـ ارزششُـ ندارِ نَـ الانـ کـ.....

+امروز با دیدنـ دوستمـ تو اونـ وضعـ واقعا میتونستمـ .... خفـِ کنمـ

+شاید اینـ پستـ بـ زودیـ حذفـ شهـِ

+مخاطبـ استثناً اینـ دفعـِ دختریـ بـ اسمـ مهسـا

تاريخ سه شنبه بیست و دوم آذر 1390سـاعت 22:23 نويسنده ava| |

مـَ همونـ دَلقَکیَمـ کِـ وقتیـ نگامـ میکنیـ میتونیـ بخندیـ

ولیـ وقتیـ باهامـ قاطیـ شیـ فقطـ میتونیـ باهامـ اشکـ بریزیـ

+مرســــــــــیـ عکسـ!

+هشــــدار دیگـِ کسیـ کـ نمیتونهـ بهمـ نزدیکـ نشهـ

+آخـ چـِ حسـ باحالیـِ انگار تازِ برگشتمـ خونهـِ خودمـ

+fuck all plz leave me

+مخاطبـ خاصـ نـَــــــــــــــــدارد

+بـِ فکر مَـ نباشـ گلمـ تصمیمـ خودتُـ بگیر خواهـــــــِشـ میکنمـ ازتـــــــــــــــــــــــــــ(اینـ دیگـِ مخاطبـ داشتـ)

+عــــــــــــــآشقتمـ(اینـمـ مخاطبـ داشتـ)

تاريخ سه شنبه بیست و دوم آذر 1390سـاعت 18:53 نويسنده ava| |

امروز امتحانـ ترکیبیاتـ داشتیمـ باوو مخمـ خستهـ شُد اصلا یـ وَضعیـ خیلیـ باحالـ بود سوالـآ کلیک و کلیک و کلیک خلاصهـ از مسائلـ جوزفوسـ و روابط فیبوناچیـ و هرچیـ کـ حسـ کردهـ بود اگـ بدهـ ما مثـ خر توشـ گیر میکنیمـ دادهـ بود نامرد!هـــــــــِیـ روزگار امروز تا ساعتـ ۴ اینا مدرسهـ بودمـ مثلا قرار بود امروز با دوستانـ بریمـ بیرون:(فردا همـ ۳کـ میرسمـ خونهـ ۴ دوبارِ باید برمـ مدرسهـ هــــِیـ روزگار.اینـ روزا انقدِ لوسـ شدمـ مخاطبُـ انقدِ اذیتـ میکنمـ نمیخوامـــا ولیـ خوبـ اَذیتـ میشهـ:(واــــــــــــــــِی خدا مَـ چقد اذیتشـ میکنمـ:((چند مینـ پیشـ داشتـ باهامـ حرفـ میزد اَشکـ تو چشامـ جمعـ شدِ بود مَـ نمیخوامـ گریهـ کنمـ:(خداییـ باوَرَمـ نمیشهـ اِنقد یکیُـ دوستـ داشتهـ باشمـ کـ وقتیـ ناراحتِـ یـا دلخورِ منمـ ناراحتـ شمـ یـا اَشکمـ دَر آد.مخاطب عاشقتمــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ببخشید بابت کارام:(

+بخدا مَـ همیشهـ یـِ جورمـ ولیـ وقتیـ حسـ میکنمـ دارمـ اَ دستتـ میدمـ سگـ میشمـ خو دَسـ خودمـ نیـسـ

+بـ جونِـ خودتـ خیلیـ دوستـ دارمـ 

تاريخ یکشنبه بیستم آذر 1390سـاعت 21:29 نويسنده ava| |

بهترینـ لحظاتـ منـ در کنارتو ...

با آنـ آغوشـ گرمـتـ .....

وبا آنـ نگاهـِ آرامَتـ.....

وبا آن حسـ زیبایـ عشقـ بینمانـ....

رَقمـ میخورد....:)

+دیروز با اطمینانـ تمامـ مطمئنـ ترینـ قولیـ کـ تو زندگیمـ میتونستمـ بدمو دادمـ

+دیروز با مخاطبـ بودمـ

+خیلیـ دوسِشـ دارمـ یِـ عالمِـــــــ

تاريخ شنبه نوزدهم آذر 1390سـاعت 17:56 نويسنده ava| |

مـَ نمیخوامـ ناراحتشـ کنمـ:((

مـَ نمیخوامـ سرِشـ داد بزنمـ:((

مـَ نمیخوامـ اَزمـ خستـِ شـِ:((

مـَ نمیخوامـ اذیتشـ کنمـ:((

بـِ جونـِ عزیزترینـ کَسَمـِ (کِـ خودشِـ) مـَ دوسِشـ دارمـ:'(

+خیلیـ ناراحتشـ میکنمـ ولیـ نمیخوامـ ناراحتشـ کنمـ اَ قصد نیسـ:(

+مرسیـ کـ منو زود میبخشیـ مهربونـ:)

+دوسِشـ دارمـ یـِ عالمِـ

تاريخ جمعه هجدهم آذر 1390سـاعت 0:7 نويسنده ava| |

                                 حــــــــــذفـ شـــــــــــــــــــــد

تاريخ پنجشنبه هفدهم آذر 1390سـاعت 14:30 نويسنده ava| |

ازت هیچـ وقتـ خستهـ ـنمیشمـ :)

ـخیلیـ دوستـ دارمـ .از همهـ  ـبیشتر!!

+ـعآشِـقِـتَـــــــمـ:)

+خیلیـ مهربونــِـ

+خیــــلیـ دوسِشـ دارمـ  اصلا یِـ وضعیـ

تاريخ چهارشنبه شانزدهم آذر 1390سـاعت 15:43 نويسنده ava| |

MiSs-A

آمار سایت

Love Icons Love Icons Love Icons Photography Icons Photography Icons
مازیار فلاحی - دروغه
مرجع کد آهنگ : ميهن کد
مدل لباس