تبليغاتX
کاش می شد آسمان غمگیــــــــــن نبود!

کاش می شدقلب ها آباد بود!

کینه و غم ها به دست باد بود!

کاش می شد دل فراموشی نداشت!

نم نم بـــــــــــاران هم آغوشی نداشت!

کاش می شد کاش های زندگــــــــــــــی!

گم شوند پشت نقـــاب بندگـــــــــــــــــــــی!

کاش می شد کاش ها مهمان شوند!

در میان غصه ها پنهــــــــــان شوند!

کاش می شد آسمان غمگیــــــــــن نبود!

رد پای مرگ و کیـــــــــــــن رنگین نبود!

کاش می شد روی خط زندگــــــــــــــــــــی!

با تـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو باشم

 تا نهایت سادگــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی

+ نوشته شده در 2007/10/13ساعت 9:37 AM توسط |

Image hosted by TinyPic.comImage hosted by TinyPic.comImage hosted by TinyPic.com

انتظارواژه غریبی است!...

واژه ای که روزها یا شایدم ماههاست که باآن خوگرفتم

که چه سخت است انتظار

هرصبح طلوعی دیگر است بر انتظار فرداهای من!

خواهم ماند تنها در انتظار تو

چرا نوشتم در برگ تنهاییم برای تو...نمی دانم؟

شایدکه روزی بخوانندبر تو ...عشق مرا...

می دانم روزی خواهی امد...می دانم...

گریان نمی مانم...خندانم برای ورودت ای عشق

تنها می گویم همیشه در قلب منی!!!!!!

به یادلحظات خوش انتظاروتنهایی...........

به یاد او وتقدیم به او............................

                                                                       

+ نوشته شده در 2006/4/5ساعت 7:46 PM توسط |

 
عشق یعنی
 
عشق يعني خاطرات بي غبار
دفتري از شعر و از عطر بهار

عشق يعني يك تمنا , يك نياز
زمزمه از عاشقي با سوز و ساز

عشق يعني چشم خيس مست او
زير باران دست تو در دست او

عشق يعني ماتهب از يك نگاه
غرق در گلبوسه تا وقت پگاه

عشق يعني عطر خجلت ....شور عشق
گرمي دست تو در آغوش عشق

عشق يعني "بي تو هرگز ...پس بمان "
تا سحر از عاشقي با او بخوان

عشق يعني هر چه داري نيم كن
از برايش قلب خود تقديم كن
+ نوشته شده در 2006/3/17ساعت 2:10 AM توسط |

آنجا ست ميهنم

 

آنجا ست ميهنم که در آغوش گرم آن

خيل کبوتران

دور از فريب و حيلهء صياد کينه دل

بي خوف و دلهره

بي رنج و بي ملال

پرواز مي کنند

آنجاست ميهنم

آنجا که بلبلان چمن در سپيده دم

از صمح و از صفا

از مهر و از وفا

در وصف روي خوب و نکوي شگوفه ها

 با شاخه هاي گل

صد نغمه سر دهند

آنجاست ميهنم


آنجا که آسمان بلند و رفيع آن

پهنا و بيکران

 !پر از ستاره است 

آنجا که در زمين

گل بوته ها ي عشق

از قلب پر تپش و طربناک خاکها

 ....سرمي کشند وباز

باچهره مسيع

سوي ستار گان لب خند مي زنند

آنجاست ميهنم

آنجا که در بهار غزالان تندرو

در لا بلاي پيچو خم دره ها ي کوه

دور از هراس گرگ

با افت و خيز خاطر آسوده مي چرند

آنجاست ميهنم

 


 

آنجاکه گرگ ها  را دندان شکسته اند

آنجا که پرساران را شهپر بريده اند 

آنجاکه جنگ نيست 

آنجا که رنگ سرخ و سياه و سپيد و زرد 

معيار آدميتِ آرم نمي شود 

آنجا ست ميهنم 

آنجا که شاهباز سپيد سپهر نور 

بر قله ها ي باباي جاويد و پر غرور 

قلب سياه و تاريک خفاش  کور را 

با پنجه مي درد 

 

 

 

+ نوشته شده در 2006/1/23ساعت 1:9 AM توسط |

شاید این تقدیر حقم بوده است.

سهم من از زندگی غم بوده است.

پیش پای مهربانی های تو

این همه غم بر دلم کم بوده است.

سعي كن بخاطركسيكه دوستش داري غرورت را ازدست بدي نه بخاطرغرورت كسي راكه دوست داري ازدست بدي

+ نوشته شده در 2005/10/3ساعت 10:53 PM توسط |

آن چنان منتظرم در ره عشق ،

که اگر زود بیایی دیر است !

 

+ نوشته شده در 2005/8/18ساعت 5:45 PM توسط |