کاش می شدقلب ها آباد بود!
کینه و غم ها به دست باد بود!
کاش می شد دل فراموشی نداشت!
نم نم بـــــــــــاران هم آغوشی نداشت!
کاش می شد کاش های زندگــــــــــــــی!
گم شوند پشت نقـــاب بندگـــــــــــــــــــــی!
کاش می شد کاش ها مهمان شوند!
در میان غصه ها پنهــــــــــان شوند!
کاش می شد آسمان غمگیــــــــــن نبود!
رد پای مرگ و کیـــــــــــــن رنگین نبود!
کاش می شد روی خط زندگــــــــــــــــــــی!
با تـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو باشم
تا نهایت سادگــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی


انتظارواژه غریبی است!...
واژه ای که روزها یا شایدم ماههاست که باآن خوگرفتم
که چه سخت است انتظار
هرصبح طلوعی دیگر است بر انتظار فرداهای من!
خواهم ماند تنها در انتظار تو
چرا نوشتم در برگ تنهاییم برای تو...نمی دانم؟
شایدکه روزی بخوانندبر تو ...عشق مرا...
می دانم روزی خواهی امد...می دانم...
گریان نمی مانم...خندانم برای ورودت ای عشق
تنها می گویم همیشه در قلب منی!!!!!!
به یادلحظات خوش انتظاروتنهایی...........
به یاد او وتقدیم به او............................
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
آنجا ست ميهنم که در آغوش گرم آن
خيل کبوتران
دور از فريب و حيلهء صياد کينه دل
بي خوف و دلهره
بي رنج و بي ملال
پرواز مي کنند
آنجا که بلبلان چمن در سپيده دم
از صمح و از صفا
از مهر و از وفا
در وصف روي خوب و نکوي شگوفه ها
با شاخه هاي گل
صد نغمه سر دهند
پهنا و بيکران
!پر از ستاره است
آنجا که در زمين
گل بوته ها ي عشق
از قلب پر تپش و طربناک خاکها
....سرمي کشند وباز
باچهره مسيع
سوي ستار گان لب خند مي زنند
آنجا که در بهار غزالان تندرو
در لا بلاي پيچو خم دره ها ي کوه
دور از هراس گرگ
با افت و خيز خاطر آسوده مي چرند
آنجاکه گرگ ها را دندان شکسته اند
آنجا که پرساران را شهپر بريده اند
آنجاکه جنگ نيست
آنجا که رنگ سرخ و سياه و سپيد و زرد
معيار آدميتِ آرم نمي شود
آنجا که شاهباز سپيد سپهر نور
بر قله ها ي باباي جاويد و پر غرور
قلب سياه و تاريک خفاش کور را
سهم من از زندگی غم بوده است.
پیش پای مهربانی های تو
این همه غم بر دلم کم بوده است.
سعي كن بخاطركسيكه دوستش داري غرورت را ازدست بدي نه بخاطرغرورت كسي راكه دوست داري ازدست بدي![]()
![]()
آن چنان منتظرم در ره عشق ،
که اگر زود بیایی دیر است !
