تبليغاتX
کاش می شد آسمان غمگیــــــــــن نبود!
آنجا ست ميهنم

 

آنجا ست ميهنم که در آغوش گرم آن

خيل کبوتران

دور از فريب و حيلهء صياد کينه دل

بي خوف و دلهره

بي رنج و بي ملال

پرواز مي کنند

آنجاست ميهنم

آنجا که بلبلان چمن در سپيده دم

از صمح و از صفا

از مهر و از وفا

در وصف روي خوب و نکوي شگوفه ها

 با شاخه هاي گل

صد نغمه سر دهند

آنجاست ميهنم


آنجا که آسمان بلند و رفيع آن

پهنا و بيکران

 !پر از ستاره است 

آنجا که در زمين

گل بوته ها ي عشق

از قلب پر تپش و طربناک خاکها

 ....سرمي کشند وباز

باچهره مسيع

سوي ستار گان لب خند مي زنند

آنجاست ميهنم

آنجا که در بهار غزالان تندرو

در لا بلاي پيچو خم دره ها ي کوه

دور از هراس گرگ

با افت و خيز خاطر آسوده مي چرند

آنجاست ميهنم

 


 

آنجاکه گرگ ها  را دندان شکسته اند

آنجا که پرساران را شهپر بريده اند 

آنجاکه جنگ نيست 

آنجا که رنگ سرخ و سياه و سپيد و زرد 

معيار آدميتِ آرم نمي شود 

آنجا ست ميهنم 

آنجا که شاهباز سپيد سپهر نور 

بر قله ها ي باباي جاويد و پر غرور 

قلب سياه و تاريک خفاش  کور را 

با پنجه مي درد 

 

 

 

+ نوشته شده در 2006/1/23ساعت 1:9 AM توسط |